برچسب: بیادپدر,
نویسنده: بنیامین میرزایی
برچسب:
نویسنده: بنیامین میرزایی
همه مردم آموزگاران شما هستند:
آدمهای خشمگین به شما آرامش می آموزند.
آدمهای ریاکار به شما یکرنگی می آموزند.
آدمهای سرسخت به شما نرمش می آموزند.
آدمهای وحشت زده به شما شهامت می آموزند.
همیشه در رابطه با آدمهایی که وارد زندگیتان میشوند از خود بپرسید:
این شخص برای آموزش چه چیزی به من فرستاده شده؟
برچسب:
نویسنده: بنیامین میرزایی
بادمپایی های لنگه به لنگه و روسری چروک
ودامن پاره صورت سیلی خورده اش را
برداشت وگریخت،،،می دویدوبرخاکستری تن کوچه گل می کاشت
صبح که شد خورشیدازشرم آفتابی نمیشد
ردپای اشکهابرزمین ماسید
خورشیددرمیان خرابه کز کرده بود
ردپای سیاهش زمین رالکه کرد
غروب ته مانده ی شادی را با خاک اندازی درگونی کرد
یه شب زمستونی
برچسب:
نویسنده: بنیامین میرزایی
دخترت با تکیه به تو تو زندگیش راه
بره و قدم بزنه،
دخترم که باشی لذت میبری ازاینکه
گام های استوار پدر تو زندگی باهات همراهه
اما امان از وقتی که پدرنباشه و دختر باشه!
بابا دوست دارم آخرت آرومی داشته باشی بابا
برچسب:
نویسنده: بنیامین میرزایی
سکوتم از رضایت نیست
دلم اهل شکایت نیست
هزار شاکی خودش داره
خوش گیرو گرفتاره
همون بهتر که ساکت باشه این دل
جدا از این ضوابط باشه این دل
که تنهاتر نشه تنهایی ما
از این بدتر نشه رسوایی ما
که کار ما گذشته از شکايت، هنوزم پايبنديم در رفاقت
ميريزه تو خودش دل غصه هاشو
آخه هيچکس نمی خواد قصه هاشو
کسی جرمی نکرده گر به ما اين روزها عشقی نمی ورزه
بهايی داشت اين دل پيشترها که در اين روزها نمی ارزه
بهايی داشت اين دل پيشترها که در اين روزها نمی ارزه
برچسب:
نویسنده: بنیامین میرزایی
برچسب:
نویسنده: بنیامین میرزایی
برچسب:
نویسنده: بنیامین میرزایی
برچسب:
نویسنده: بنیامین میرزایی